به نام قدرت مطلق الله
همه ما فکر میکنیم که زیاد میدانیم ولی یک پاسخ کامل و مفهوم نداریم مثلاً یک تعریف جامع در مورد نفس نداریم. جملهای بیان میشود که مردی از قلبها وارد میشود، منظور از این قلب چیست؟ آیا آن قلبی است که خونرسانی میکند؟ اگر منظور همان باشد تنها عضوی است که احساس ندارد، اگر دندان یا چشم درد بگیرد متوجه میشویم ولی اگر قلب درد بگیرد درد آن در دست یا گردن است و خود قلب درد ندارد حتی وقتی فرد سکته میکند به قسمتهای دیگر فشار وارد میشود. منظور از قلب چیست؟ قلب به عقیده من مرکز احساس است پس وقتی گفته میشود که از قلبها وارد میشود یعنی از حس وارد میشود و آن احساس مرکز پنج حس مشترک است، پس اگر کسی بخواهد وارد قلبهای دیگران شود باید خصوصیاتی داشته باشد که اولین مورد آن فهمیده بودن است. بزرگترین ویژگی رسول خدا ورود به قلبها بودکه خلق و خوی بهتر از خلق محمدی نداشتیم اگر این خلق و خو را نداشتند نمیتوانستند با اعراب بدوی کنار بیایند، پس اگر بخواهیم روی انسانها تاثیر مثبت بگذاریم باید قوانین زندکی که همان قوانین الهی هستند را بفهمیم و این قوانین در تمام حیات یکی است. در قوانین زندگی عمل و عکسالعمل وجود دارد یعنی هر کاری انجام دهیم نتیجه آن به ما میرسد اگر ما این را بفهمیم تمام مشکلات حل میشود. محبت اساس کار ماست تا زمانی که محبت سرلوحه ما باشد میتوانیم به قلوب دیگران وارد شویم. کار یک راهنما در کنگره نسخهپیچی برای رهجو است، او را از ظلمت به طرف نور هدایت میکند و باید با محبت باشد چیزی که در درمان اعتیاد جواب نمیدهد زور است. کسی که میخواهد برای انسانها نسخهپیچی کند باید چیزهای زیادی را بداند مثلاً باید قوانین فیزیولوژی را بداند. در نسخهپیچی باید نگرش و نگاه فرد را تغییر دهیم و این کار با جهانبینی ممکن است، باید روی جهانبینی کار کنیم، اطلاعات خود را زیاد کنیم و به کار بگیریم. اگر نگرش راهنما غلط باشد نگرش رهجو هم غلط میشود، نگرش استاد باید این باشد که خود را جزئی از کنگره بداند و بگوید همه برای یک نفر و یک نفر برای همه. اعتیاد باید در بیداری درمان شود با بیهوشی و سمزدایی درمان اتفاق نمیافتد. باید پیامها را جذب کرد و در کلام به کار برد مثلاً آنچه باور است محبت است به مفهوم آن پی ببریم و از آن استفاده کنیم. شناخت انسانها مهمترین مسئله است و مهمترین مشکلات انسان عدم شناخت خصوصیاتی خودش مثل کینه، نفرت و... میباشد اگر توانست در شناخت خود حرکت کند پس روبه تکامل پیش میرود و مشکلات حل میشود.
به قلم همسفر نرگس
در این سی دی آقای مهندس فرمودند: همه ما فکر میکنیم خیلی از چیزها را میدانیم، شاید هم بدانیم ولی یک پاسخ کامل از آن نداریم، مثلا وقتی در مورد نفس صحبت میکنیم یک تعریف جامع در مورد نفس نداریم. اگر فردی بخواهد وارد حسهای انسان به طور مثبت بشود، باید یک سری خاصیتهایی را داشته باشد. اولین چیزی که میتواند وارد حسها بشود این است که باید شخص فهمیده باشد. منظور از فهمیدن، همان قوانین الهی است. قوانین الهی در تمام پیامبران مشترک است. اگر کسی بفهمد که زندگی مثل بومرنگ است تمام مسائل حل میشود. اگر شخصی پس از درمان در کنگره ۶۰ میماند به خاطر رساندن عشق و محبت به انسانها میباشد. یکی از کارهائی که میتوانیم با انجام آن وارد قلبها بشویم، محبت است. اگر یک راهنما بخواهد وارد قلبها بشود باید با محبت نسخه را بپیچد، حضور ما در کنگره این است که نسخه بپیچیم. راهنما نسخه میپیچد تا شاگرد از ظلمت وارد نور بشود. پس راهنما یک نسخه پیچ است که باید با محبت وارد بشود. آنچه که در مسئله اعتیاد جواب نمیدهد زور و قدرت است. افرادی که صد برابر شما قَدَرتر، قویتر و مسئولت پذیرتر بودند هیچ کاری نتوانستند انجام بدهند. انسانهائی که میخواهند برای این افراد با زور نسخه بپیچند جواب نمیدهد. به نظر من وقتی انسان تفکرش جواب نمیدهد خویِ وحشیگریاش بیرون میزند. زمانی که میخواهیم نسخه را بپیچیم، باید خیلی چیزها بلد باشیم، باید قوانین فیزیولوژی را بلد باشیم. ما هیچ چیز که جنبه تنبیهی داشته باشد نداریم، اگر یک تنبیه را انجام میدهیم باید جنبه آموزشی داشته باشد. بعضی از افراد فکر میکنند کسانی مواد مصرف میکنند از روی خوشگذرانی است، اما اینگونه نیست و نود درصد کسانی که مواد مصرف میکنند از روی بدبختی است. افراد تا زمانیکه مشکل را حل نکنند، مشکل سرجایش است. فرد مصرف کننده فقط از یک دوربین نگاه میکند، آنچه برای مصرف موادش درست باشد را میبیند و به موضوع دیگر کار ندارد ولی ما باید این نگرش را تغییر بدهیم که آن هم با جهانبینی امکان دارد. ما باید هر روز اطلاعاتمان را زیاد کنیم و آنها را به کار بگیریم. اگر راهنمائی نگرش خودش غلط باشد به شاگردهایش این نگرش غلط را انتقال میدهد. درنسخهپیچی جهانبینی خیلی مهم است. ما همیشه میگفتیم، میشود که شب بخوابیم و صبح که بلند شدیم مشکل اعتیادمان حل شده باشد، چون درمان اعتیاد برایمان آرزو بود، حالا این درمان باید در بیداری انجام بشود، مشکل افراد باید در بیداری حل بشود. همه ما میدانیم جهان رو به تغییر است اما در قدیم اینگونه نبود. قدر مسلم در کشورمان قدری عقب هستیم. تمام ناکامی، شکست، دو قطبی شدن ، اسکیزوفرنی شدن، افسردگی، کینه هاو...مربوط به شناخت انسان است. پس مهمترین کار شناخت انسان است. اصولاً انسانهای مصرف کننده انسانهای با محبت و فهمیدهای هستند. همه افکار انسانها باید با تعقل باشد. ما باید اندازه محبت را بدانیم؛ چون در صراط مستقیم است. هر چیز که در صراط مستقیم،در جهت انسانها و در جهت خیر باشد، آن مشعل خاموشی ندارد. چون جلودار خداوند است. نسخه پیچی روی بدترین افراد هم جواب میدهد.
به قلم همسفر مائده
جناب مهندس میفرمایند: قوانین زندگی همان قانون عکس العمل است یعنی اگر بدانیم هرکاری که میکنیم مثل بومرنگ عمل میکند یا مثل بازتاب صدا در کوه است همه مسائل و مشکلات حل میشود پس باید هر نسخه ای را با محبت بپیچیم. حضور ما در کنگره برای رسیدن به مرحله نسخه پیچی است. جناب مهندس میفرمایند: هر کاری که انجام میدهیم باید جنبه آموزشی داشته باشد. سقوط آزاد، سی دی نوشتن و خیلی از آموزش های دیگر در لژیون نباید بیش از اندازه یا خارج از توان مسافر باشد باید حد آن را بدانیم. بیرون از کنگره همه خیال میکنند معتادان از روی لهو لعب مصرف کننده شدهاند در صورتی که نمیدانند که از روی ناچاری و بدبختی مصرف کننده شده اند، تا زمانی که دلیل مصرف کننده شدن را پیدا نکنیم و مشکل را حل نکنیم فرد خوب نخواهد شد.
به قلم همسفر مژگان
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاظمیان