به نام قدرت مطلق الله
اغلب فکر میکنیم که به خیلی از مسائل واقف هستیم، شاید هم اینگونه باشد ولی پاسخ خوب، بامفهوم و کامل برای هر موضوعی را نداشته باشیم. قوانین زندگی یعنی عمل و عکس العمل، زمانی که به این آگاهی دست پیدا کنیم، با درست کردن مشکل برای دیگران، دقیقا به خود ضرر خواهیم زد و دیگر آن عمل را تکرار نخواهیم کرد. یکی از کارهایی که با انجام دادن آنها میتوان وارد قلبها شد محبت است. اگر یک راهنما بخواهد وارد قلبها شود باید با محبت نسخه بپیچد. راهنما با نسخهای که میپیچد شاگردش را از ظلمت به نور هدایت میکند. راهنما یک نسخهپیچ است و باید اطلاعات و آگاهی کافی را داشته باشد، از قوانین فیزیولوژی مطلع باشد تا بتواند جسم، روان و جهانبینی شخص را به تعادل برساند و نگرش و دیدگاه شخص را به درستی تغییر دهد.
ما باید علم و آگاهی لازم را داشته باشیم تا قادر باشیم به بهترین نحو مشکل را حل کنیم در غیر این صورت مشکل در جای خود باقی خواهد ماند. در مسیر تکامل، انسان باید با عمل، تفکر و تعقل درست و با محبت حساب شده و بلا عوض عمل کند تا به نتیجه مطلوب برسد.چراغی که در راه مستقیم باشد خاموش نمیشود چون جلودار آن خداوند است. با وجود تلاش و سعی فراوان، اگر راه باز و مشکل حل نشد، در آن زمان ممکن است اذن خداوند هنوز صادر نشده باشد.
همسفر اعظم
مردی که از قلب ها وارد میشود و با محبت نسخه میپیچد و دیگران که در دارالفنون حیات آزمایش دیدهاند از برخورد و نسخه پیچی برای مسافران عاجزند. زمانی که میگوییم "قلب" منظور از آن چیست؟ همان قلبی است که خون را پمپاژ میکند اگر آن قلب منظور باشد تنها عنصری است که احساس ندارد و در پی مشکل قلبی دست یا گردندرد میگیرد و قلب دردی را متوجه نمیشود. پس منظور از قلب چیست؟ به عقیده من قلب همان مرکز احساس است. طبق گفته قرآن مجید یک مثلث هست که سمع، بصر و قلب است؛ سمع: گوش و بصر: چشم و قلوب: حسها است، زمانهایی قلب حس میشود و آن حس مرکز است. وارد شدن به قلب یا احساس، اولین خصوصیت آن که میتواند وارد این حساب شود، شخص باید فهمیده باشد. بزرگترین حسن خلق که رسول خدا داشت، ورود به قلبها بود. اگر بخواهیم وارد قلبها بشویم باید شرایط آن را داشته باشیم. قوانین زندگی را بدانیم، این قوانین چیست؟ همان قوانین الهی، عمل و عکس العمل، قوانین زندگی مانند بومرنگ است هر عملی انجام بدهیم به شخص ما بر میگردد؛
" فمن یعمل مثقال ذرة خیرا یره".
اگر بخواهیم به قلب دیگران وارد شویم، نسخه پیچی با محبت است. کار راهنما، نسخه پیچی است که مسافر را از ظلمات خارج کند و به طرف نور هدایت کند و این با محبت انجام میشود و باید از قلب شاگرد وارد شود، اشخاصی که بخواهند به زور نسخه بپیچند موفق نخواهند شد، اگر راهنما نگرش غلطی داشته باشد به رهجو انتقال خواهد داد، برای نسخه پیچی دیدگاه و جهانبینی خیلی خیلی مهم است، پله ها 21 روزه است دوهفته یا چهارهفته وجود ندارد و برای افزایش دارو میتواند روی یک پله تکرار داشته باشد، یعنی شش هفته این افراد امانت دست شما هستند و باید طبق پروتکل عمل کنید. درنسخه پیچی شناخت انسانها مهم است، انسان به سوی تکامل حرکت میکند، یک چیز قابل توجه است که آدمهای مصرف کننده، بسیار مهربان هستند، بد طینت نیستند از بد حادثه بر باد رفتهاند، ما باید به آنها کمک و محبت بلاعوض کنیم، برخی مکتبها ادعای هدایت یا تربیت انسان را دارند ولی تا چه میزان موفق شدهاند. علم اگر علم باشد، دین اگر دین باشد و عرفان اگر عرفان باشد، اگر در سنگ بگذارید باید طلا شود اگر عرفان یک نفر آدم را نتواند درست کنند به چه درد میخورد؟ اگر بگویند ما انسان متعادل را قبول میکنیم، ما دزدها، عرقخورها را نمیپذیریم، چه فایده دارد. شما برای این کار پذیرش و آموزش دیدهاید، که آنها را قبول و درست کنید. برای نجات مصرفکننده نسخهپیچی را انجام میدهیم و تمام تلاش خود را انجام میدهیم اگر انجام نشد بقیه به اذن خداوند انجام میشود برای رهایی و درمان اعتیاد باید اذن خداوند هم باشد.
همسفر زهره قادری
نسخه: یک توصیه کتبی دارویی است که توسط پزشک صورت میگیرد و توصیههای و اطلاعات لازم همراه آن به شخص بیمار داده میشود، اطلاعات جامع و با جزییات و توضیحات قابل درک برای بیمار و همچنین طریقه رد و بدل کردن این اطلاعات که بسیار حائز اهمیت است، شخصی که نسخه را میپیچد باید دقیق و منظم و مسئولیت پذیر و آگاه به قوانین و دستورالعملها باشد و مهارت و آگاهی علمی و سمعی و بصری و قلبی باید داشته باشد.
در کنگره این نسخه پیچی برای درمان اعتیاد کمی با نسخه پیچی پزشک متفاوت است، و اصل کار ما عشق، محبت، ایمان است. در بیرون به علم فیزیولوژی اکتفا میکنند ولی در کنگره باید به علم عشق و پیوند حس توجه زیاد داشته باشید، هنگام انتخاب راهنما "حس" نقش اصلی را ایفا میکند چرا؟ چون با نگاه کردن به طبیعت درخواهیم یافت که درختان با هم جنس خود میتوانند پیوند برقرار کند، برای درمان و نتیجه خوب، ما باید هم حس خود را پیدا کنیم تا پیوند عشق در ما ایجاد شود و در ادامه آموزشها قابل درک و تاثیر گذار باشد.
برای درمان اعتیاد از چه نسخهای میتوان استفاده کرد؟ با زور و داروهای مخرب یا با عشق و داروی مناسب بیمار، که با تجربه و سند باشد، درمان صورت میگیرد؟ چیزی که برای ما مشخص شده است که جسم، روان و جهانبینی در کنار هم میتواند برای درمان و رهایی نتیجه بخش باشد؛ یک راهنما باید با ورود و تسخیر قلب بیمار و در ادامه ورود به افکار و تغییر نگرش او، شخص را به درمان حقیقی نزدیک کند و بذر عشق و محبت را در دل او بکارد تا محصول مطلوب را به دست آورد، در صورتی که تمام تلاش خود را انجام بدهد و تمامی قوانین اللهی را به کار بندد ولی در نهایت حاصلی نداشته باشد، باید اذن خداوند صادر شود تا این امر صورت بگیرد
همسفر آذر
برچسب:
نویسنده: آرتمیس کاظمیان